راهنمای سفر به چابهار؛ تنها بندر اقیانوسی کشور

شاید خیلی‌ها تصور کنند، چابهار در جنوب استان سیستان و بلوچستان جزو مناطق محروم است و جاذبه‌ای ندارد؛ درحالی که باید گفت این شهر یکی از غنی‌ترین جاذبه‌های استان و حتی کشور است چون از همه جاذبه‌هایی که یک گردشگر می‌پسندد؛ یک نمونه را جمع کرده و دارد.

می‌پرسید چطور؟ دریا و ساحل‌های متفاوت، جنگل و باغ‌های سرسبز، غذاهای متنوع شبیه به غذاهای هندی و پاکستانی، صنایع‌دستی رنگارنگ از جمله سوزن‌دوزی، جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی و از همه مهمتر، مردم مهمان نواز. دیگر باید چه چیزی وجود داشته باشد تا یک گردشگر، یک هفته تا ده روز به جایی مثل چابهار سفر کند و سیر نشود و هر روز هم یک برنامه داشته باشد؟

اگر علاقه‌مند هستید به هندوستان کوچک ایران بروید، همین جا در سواحل مکران، بهترین انتخاب برای یک سفری یک هفته‌ای است. در این مطلب، سفری چند دقیقه‌ای به چابهار خواهیم داشت.

کمی بیشتر با چابهار گپ بزنیم

چابهار قلب مکران است. سراسر ناحیه جنوبی بلوچستان که بخشی از آن تا پاکستان هم کشیده شده را از قدیم الایام «مکران» می‌گفتند. برخی‌ می‌گویند، چون «مک» به معنی خرماست و اینجا هم سرزمین نخل‌ها بوده است. برخی دیگر هم می‌گویند چون اینجا سرزمین ماهی خواران بوده است. اما هر چه که هست نویسنده‌ها و سفرنامه نویسان زیادی از چابهار به نام مکران اسم برده‌اند. حتی مارکوپولو که اواخر قرن سیزدهم وقتی از چین برمی‌گشته در راه، اینجا را «کسمکران» نامیده است. در لوحه‌های هخامنشیان و کتیبه بیستون هم اسم «مکا» یا «ماکا» آمده که احتمالاً همین منطقه بوده است. محمد تقی بهار یا همان ملک‌الشعرا هم می‌گوید: «اعراب هر محلی که مخزن خوار و بار و نعمت باشد را ماه استان، ماه چین یا ماه کران می‌گفته‌اند

چابهار را در همه فصول سال می‌توان دید و به اینجا سفر کرد. در تابستان و اوج گرمایش، می‌توانید سفر کنید تا ببینید که چطور وقتی همه از گرما فراری هستند، در برخی از روزهای تابستان، بادهای خنکی می‌وزد و دریا چطور موج‌فشانی می‌کند.

اگر در زمستان هم بیایید؛ وقتی در شهرهای دیگر همه از سوز سرما به اتاق گرم پناه می‌برند، شما با یک لباس خنک، دمای متعادلی را حس می‌کنید. اینجا را چهاربهار هم می‌گویند؛ شاید به همین دلیل که چهار بهار را در طول سال با آب و هوای مطبوع دارد. هر چند که این اسم را محلی‌ها روی آن گذاشته‌اند، اما برخی هم می‌گویند چابهار به معنی چاه بهار است و برای آن قصه‌ های زیادی تعریف می‌کنند.

در هر حال چابهار یک منطقه آزاد تجاری و اقتصادی هم هست که جدا از استان سیستان و بلوچستان نیست. اما یکی از منطقه‌های استراتژیک جنوب کشور به حساب می‌آید؛ چون در نزدیکی کشور پاکستان قرار گرفته و مرز آبی زیادی با دریای عمان دارد و چون با کشورهای زیادی تبادلات تجاری انجام می‌دهد، یکی از مناطق مهم در کشور به حساب می‌آید. این جا ورود کالا به منطقه، آزاد است و تنها نقطه‌ای از ایران است که تحریم نیست!

پس وقتی این سفرنامه را تا انتها پیش بروید، متوجه می‌شوید چابهار به عنوان تنها بندر اقیانوسی کشور از جهات مختلف چه ثروت‌هایی دارد که شاید کمتر دیده شده است.

چابهار در طول تاریخ اتفاقات زیادی به خودش دیده است؛ انگلیسی‌ها و پرتغالی‌ها اینجا را نقطه مهم و دروازه غربی هندوستان می‌دانستند. حالا هم می‌شود آثاری از حضور این دولت‌های استعمارگر را در چابهار دید مثل قلعه پرتغالی‌ها یا بناهای ساخته شده دیگر توسط انگلیسی‌ها. پس اگر در گشت و گذارتان به این بناها برخوردید که متعلق به انگلیسی ها یا پرتغالی‌ها بود، تعجب نکنید. زمانی در اینجا بیگانگان، زیاد رفت و آمد داشته‌اند.

 چطور به چابهار برسیم؟

چابهار یکی از دورترین نقاط گردشگری ایران به حساب می‌آید، اما این دوری باعث نشده گردشگران لذت دیدن آن را از دست بدهن؛د به خصوص پایتخت‌نشین‌ها که برخی از آنها حتّی حاضرند فاصله ۱۸۰۰ کیلومتری را از تهران تا چابهار با خودروی شخصی در ۲۴ ساعت بیایند. از همه مراکز استان‌ها هم اتوبوس به سمت چابهار دارد. اگرچه ریل قطار هنوز به چابهار نرسیده است، اما تا زاهدان کشیده شده و قطارسواران خود را به زاهدان، سپس با اتوبوس از ترمینال به چابهار میرسانند. مسافران پروازی هم که می‌توانند از مرکز استان‌ها بلیت برای چابهار بخرند؛ منتها اینکه همه پروازها در کنارک می‌نشیند و هنوز منطقه آزاد چابهار پروازی ندارد، مگر اینکه در آینده فرودگاه آن به بهره‌برداری برسد. آن وقت دیگر لازم نیست که ۴۰ دقیقه از فرودگاه کنارک تا چابهار را با تاکسی سپری کنید.

برای تهرانی‌ها مسیر پرواز تا چابهار، دورترین مسیر پروازی است چون حدود یک ساعت و ۴۵ دقیقه طول می‌کشد. اما دورترین نقطه پروازی، تبریز به چابهار است که بیشتر ایرلاین‌ها این مسیر پروازی را در برنامه‌هایشان دارند.

البته بهترین گزینه برای رسیدن به چابهار و دیدن جاذبه‌هایش، استفاده از تورهای چابهار آژانس‌های مسافرتی است؛ چون هم می‌توانند پرواز و هتل را به قیمت ارزان‌تری بگیرند و هم برنامه‌ریزی سفر را برای شما آسان‌تر می‌کنند.

امّا برای جابه جایی به هر یک از مناطق گردشگری داخل خود چابهار، باید خودروی دربست بگیرید، چون حمل و نقل عمومی در شهر پیدا نمی‌شود؛ مگر اینکه مسیرهای کوتاه را با تاکسی بروید. بهترین راه این است که از راهنماهای محلی برای جابه جایی و گرفتن خودرو استفاده کنید.

حالا برویم ببینیم در شهر چابهار چه جاهایی را می‌توان دید. حداقل سه روزی برای اینجا وقت بگذارید تا بتوانید تصویر درستی از جاذبه‌هایش داشته باشید؛ در غیر این صورت، اگر یک ماه هم اینجا بمانید فکر نکنید همه جاذبه‌هایش را دیده‌اید.

در چابهار چه چیزهایی ببینیم؟

از همان ابتدای متن، گفتیم دیدنی‌های چابهار بسیارند بنابراین در مطلبی جدا، جاذبه‌های چابهار که نباید از دست بدهید را برایتان تشریح می‌کنیم. اینجا فقط بگوییم که چابهار با طبیعت سخاوتمندی که دارد، هم جاذبه‌های طبیعی بسیار زیبا دارد و هم فرهنگ رنگارنگ مردمش، برایتان جذاب خواهد بود.

با وجود این طبیعت سخاوتمند، هزینه دیدنی‌هایش زیاد نخواهد شد چون رایگان می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. یکی از این زیبایی‌های وصف نشدنی، ساحلی چون دریا بزرگ است که سواحل شب‌تابی هم دارد! شبیه به آنچه در واداهو مالدیو است. یا جاذبه‌های خلیج گواتر که به تنهایی برنامه چند روزه یک مسافر را پر می‌کند!

علاوه بر آن، در چابهار پدیده‌های طبیعی‌ای وجود دارد که نمونه‌هایش در جهان گردشگران بسیاری را به خود جذب می‌کند؛ مانند گلفشان، سواحل شنی بندر تنگ، دریاچه صورتی لیپار، ساحل صخره‌ای بریس و کوه‌های مریخی. نمونه این جاذبه‌های چابهار که نمونه‌اش در جهان وجود دارد را در لینک بخوانید.

اقامت در کپر یا هتل لوکس

برای اقامت در چابهار گزینه‌های متفاوت زیاد است از اقامت در کپر تا هتل ۴ ستاره لوکس. در حال حاضر سه هتل در چابهار وجود دارد که می‌توان به آنها مراجعه کرد. یکی از آنها هتل لوکس و مجهز لیپار است که مرتفع‌ترین ساختمان منطقه را دارد و جزو هتل‌های پرستاره‌ای به شمار می‌آید که رستوران‌های متعدد و اتاق‌های رو به دریا هم دارد.

هتل فردوس هم به بازار چابهار چسبیده و جزو هتل‌های نوساز به شمار می‌آید. هتل صدف هم گرچه امکانات لوکس دو هتل دیگر را ندارد اما به مرکز تجاری صدف چسبیده و برای آنهایی که می‌خواهند از بازار مستقیم به هتل بروند، گزینه خوبی است. اگرچه این تعداد هتل، اتاق‌های زیادی دارد، اما جوابگوی مهمانان چابهار (به خصوص در فصل پر گردشگری مانند بهار و زمستان)، نیست، به همین دلیل اهالی این شهر، خانه‌هایی را در اختیار مسافران قرار می‌دهند که به آنها خانه‌های استیجاری می‌گویند و مجوزشان را هم از سازمان منطقه آزاد گرفته‌اند.

این خانه‌ها اگرچه امکانات هتل را ندارند اما شما می‌توانید در اتاق‌های بخشی از یک خانه، مدتی بمانید. برای آن دسته از مسافرانی هم که دوست دارند تجربه اقامت در چادر را تجربه کنند، کمپ‌هایی در نظر گرفته شده که امکانات بدی ندارد اما الان که ویروس کرونا شایع شده، نمی‌توان از آنها استفاده کرد. با این وجود همچنان بوم‌گردی‌ها، طرفداران خودش را دارد. در این شهر هم مردان و زنان بلوچ، بوم‌گردی‌هایی را به سبک و سیاق کپرهای خودشان راه‌اندازی کرده‌اند که یکی از بهترین نمونه‌های آن «در بلوچ» است که در یک فضای باز و با طراحی زیبا، چند کپر به سبک قدیمی ساخته شده، اما درون آن امکانات یک هتل وجود دارد.

بوم‌گردی‌های دیگری هم در روستاهای چابهار می‌توان دید که مسافران از آنها استقبال زیادی می‌کنند به عنوان مثال روستای بریس سه اقامتگاه بوم‌گردی دارد یا در روستای درک می‌توانید در اقامتگاه آقای اسحاقی دهیار آن سکونت کنید. در روستای گواتر هم اقامتگاه «آژ» توسط یکی از اهالی جوان روستا ایجاد شده است. تقریباً می‌توان گفت در همه روستاهای گردشگری چابهار چند اقامتگاه وجود دارد که غذای محلی و اقامت به مسافرانش می‌دهد.

غذاهای تند و پر ادویه

حتماً اگر در همین بوم‌گردی‌ها اقامت کردید از صاحبخانه بخواهید که برایتان غذای سنتی بپزد. چون در چابهار می‌توانید به اندازه یک ماه، هر وعده غذای جدیدی بخورید. تنوع غذایی اینجا و شباهتش با غذاهای پاکستانی و هندی آنقدر زیاد است که می‌توان گفت به اندازه غذای هندی تند و به اندازه غذای پاکستانی پر از ادویه است. بلوچ‌ها اصلاً پلو را بدون ادویه نمی‌خورند.

بیشتر مواد غذایی که اهالی شهر چابهار مانند کل استان سیستان و بلوچستان استفاده می‌کنند، ادویه، برنج و گوشت است. با همین ترکیبات، غذاهایی از جمله تنورچه، بریانی گوشت یا مرغ، تباهگ، تخلان، املت سوزی، کراهی مرغ، گوشت یا ماهی می پزند. اما اهالی چابهار به دلیل نزدیکی با دریا، از ماهی نیز بیشترین استفاده را می‌کنند و می‌توانید همیشه در بازارهایش ماهی تازه بخرید یا انواع ماهی را در رستوران‌ها و بوم‌گردی‌ها سفارش بدهید

نوشیدنی محلی

مهمترین نوشیدنی که هر جایی بروید از شما با همان استقبال و پذیرایی می‌کنند، شیرچایی هست. چای مخصوص شبیه به چای کله مورچه‌ای با شیر و ادویه‌هایی از جمله هل و دارچین که یک نوشیدنی داغ اما شیرین به حساب می‌آید و به آن دودپتی هم می‌گویند. این نوشیدنی را صبح‌ها هم به همراه یک نان روغنی به عنوان صبحانه می‌خورند.

از آنجا که چابهار هم مثل شهرهای دیگر جنوبی کشور، نخل زیادی دارد، می‌توان در اینجا دسرهایی که با خرما تهیه می‌شوند هم چشید. مثل خرما با کنجد که یک نوع شیرینی است. یا حتی نان خرمایی که توسط برخی از افراد در روستاها هنوز هم پخته می‌شود.

از این نوع شیرینی‌ها برای مراسم مختلف و آئین‌های محلی نیز تهیه می‌شود. شاید شانس بیاورید و بعد از کرونا شاهد یکی از این جشن‌ها باشید. مردم این خطه از کشور آئین‌های جذاب دیدنی دارند و از شما با روی گشاده پذیرایی می‌کنند.

جشن و پایکوبی برای هر مرحله از زندگی

یکی از این آیین‌ها، مراسم عروسی است. مراسم ازدواج در اینجا بیشتر از آنکه یک مراسم باشد، پروسه‌ای است که بین دو خانواده طی می‌شود. گندونن را شاید بتوان به نشست دیدار ترجمه کرد. خانواده پسر علاقه‌مندی خود را به خانواده دختر در یک نشستی ابراز می‌کنند. در واقع آغاز مرحله ازدواج در «گندونن» کلید می‌خورد. حلقه کنان هم نوعی نشان‌گذاری بر عروس است. بعد از آن هم «هبرجنی» انجام می‌شود که همان مراسم بله برون است. مراسم عروسی در چابهار تا هفت شبانه روز ادامه پیدا می‌کند. یکی از این شب‌ها «جل بندی» انجام می‌شود. یعنی یک پارچه‌ای را حائل می‌کنند و عروس را پشت آن نگه می‌دارند تا عروس از چشم نظر به دور بماند. در عروسی بلوچی، عروس کشان وجود ندارد اما در عوض داماد نزد عروس می‌رود. «سرآپی» و «مشاطه» مراسم مخصوص این مرحله از ازدواج است. در این مراسم، داماد را به آرایشگاه می‌برند.

این تنها یکی از مراسم بلوچ هاست. برای بیشتر مناسب‌ها، جشن‌هایی به پا می‌شود که هر کدام هم آداب و رسوم خودش را دارد و هم برایش ساز و آوازی می‌زنند. به همین دلیل دیدن چنین مراسمی برای هر گردشگری می‌تواند جذاب به نظر برسد.

جشن پاک واجهی به معنی انتخاب بزرگ طایفه است. در زبان بلوچی به عمامه و دستار پاک و به سردار و سرور واجه می‌گویند. در این مراسم ریش سفید یک طایفه انتخاب می‌شود. مردم را خبر‌دار می‌کنند و دهل می‌نوازند. اجرای موسیقی حماسی و بلوچی جزو جدا نشدنی از این مراسم است.

راه و رسم بلوچی 

مردم چابهار به خوش قولی و مهمان نوازی معروف هستند آنها همیشه با روی گشاده از مهمان خود پذیرایی می کنند. رسم خوبی که دارند این است که بلوچ ها برای پناهنده به خودشان هم حقوق زیادی قائل هستند. مثلا اگر کسی مشکلی داشته باشد و به آنها پناه ببرد، نزد خود نگه می‌دارند و سعی می‌کنند با وساطت، گره از مشکل به وجود آمده باز کنند. این رسم میان بلوچ ها به میارجلی شهرت دارد.

بجار هم یکی از پسندیده‌ترین سنت‌های قوم بلوچ است که معنی کمک و همراهی مادی با جوانی را دارد که تازه می خواهد ازدواج کند. وقتی همه اقوام و آشنایان برای جمع کردن سرمایه به او کمک می کنند، مبلغی به عنوان «بجار» برای او در نظر می گیرند تا بتواند سر خانه و زندگی‌اش برود.

پذیرش مسئولیت و خطا هم بین بلوچ‌ها «پتر» نامیده می‌شود. اگر بین دو نفر اختلافی به وجود بیاید، برای اینکه این اختلاف گسترده نشود، یکی از آن دو نفر پتر می‌کند؛ یعنی اشتباهش را می‌پذیرد و حاضر به جبران خسارت می شود.

آوای بلوچی 

چون ساز و آواز میان مردم بلوچ، بسیار مهم است در اینجا می‌توان سازهایی را دید که مخصوص خودشان است و شاید در استان‌های دیگر نمونه آن را نداشته باشیم مثل قیچک.

شعر و آواز و ترانه با همین آلات موسیقی طوری به هم تنیده که فقط باید بشنوید و لذت ببرید. آنها برای هر مناسبتی هم یک نوع آواز و موسیقی دارند. «موتک» همان مویه است که در مراسم عزا و سوگواری توسط زنان به شکل گروهی خوانده می‌شود. «سپت» یا «نات» هم نوعی مولودی است که پس از زایمان به افتخار مادر خوانده می‌شود. هنگام «سپت» خوانی، خداوند به دلیل سالم ماندن مادر و به دنیا آمدن فرزند ستایش می‌شود.

«هامین» هم نوعی آواز در زمان برداشت خرماست. مردم این خطه از کشور، برای کارهای روزمره شان، آواز می‌خوانند مثلاً آهنگ راندن شتر، آهنگ اغوای خرس، آوای فریفتن مار، آوای قالی‌بافی، چوپانی، سوزن‌دوزی و حتی آوای حصیربافی دارند. شاید همین طور که در حال گشتن جاذبه‌های چابهار هستید گوشتان، یکی از این آوازاها را هم شنید.

پوشاک رنگارنگ چابهاری‌ها

اهالی چابهار، مانند باقی سیستان‌وبلوچستان، لباس‌های خوش رنگ و نگاری دارند که از هنر دستشان درست شده است. این لباس‌های محلی، اجزای مختلفی دارند که در مطلب لباس بلوچی می‌توانید با بخشی از آن آشنا شوید. از کودک گرفته تا زنان مسن، لباس بومی‌شان را می‌پوشند و همین لباس‌های رنگارنگ یکی از جاذبه‌های چشم‌نواز استان سیستان و بلوچستان محسوب می‌شود.

درباره چابهار چه بخوانیم؟

اگر خواستید درباره چابهار و مردمش بیشتر بدانید، کتاب‌های زیادی وجود دارد. درباره این خطه از جنوب کشور، خیلی از نویسندگان تا سفرنامه‌نویسان و محققان، کتاب‌ها و گزارش‌هایی نوشته‌اند. سپهبد امان الله جهانبانی کتابی به اسم سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن نوشته است. خواندن کتاب جغرافیای بلوچستان نوشته احمد علی خان وزیری و همچنین باستان‌شناسی و تاریخ بلوچستان، نوشته سید منصور سید سجادی را از دست ندهید. اگر اهل خواندن کتاب‌های قدیمی هم هستید، بلوچستان یادگار مطرود قرون، نوشته کمال الدین غراب کتاب خوبی است. می‌توانید جای پای اسکندر و سفری در بلوچستان را بخوانید و با بلوچستان و تمدن دیرینه آن از زبان ایرج افشار آشنا شوید.

خیلی از افراد، کتاب‌هایی درباره سیستان و بلوچستان نوشته‌اند و در آن اشاره‌ای هم به منطقه چابهار یا همان مکران داشته‌اند؛ مثل کتاب عشایر و طوایف سیستان و بلوچستان از ایرج افشار. در دانشنامه ایرانیکا بخش بلوچستان هم به این منطقه اشاره‌ای شده است.

از آنجا که چابهار جزو جدانشدنی استان سیستان و بلوچستان است، بیشتر می‌توانید درباره این بخش در کتاب‌هایی بخوانید که به منطقه بلوچستان پرداخته‌اند مثل سفرنامه آهنگ بلوچستان از سعید نیکبختی. اما اگر اهل داستان و روایت‌های نویسندگان مطرح کشور هم هستید، اصلاً «دیدار بلوچ» محمود دولت ابادی را از دست ندهید.

اطلاعات غنی‌تر را هم از مجموعه حکایت بلوچ از دکتر محمود زند مقدم پیدا کنید؛ چون در چند جلد، مفصل درباره بلوچستان سخن گفته است.

اما هر آنچه که درباره این منطقه نوشته شده، تنها به دست نویسندگان ایرانی نبوده است. سفرنامه پاتینجر ترجمه شاپور گودرزی شما را با این منطقه از نگاه گردشگران خارجی آشنا می‌کند به خصوص آنها که سال‌ها قبل به این منطقه رفته بودند.

خلاصه، این خطه از ایران، سرزمین سحرآمیزی است که گوشه‌گوشه‌اش، شگفت‌آور است. اگر به این منطقه سفر کرده‌اید، شما هم از تجربیاتتان برایمان بگویید. اگر هم می‌خواهید پیش از سفر، بیشتر با جزئیات سفر به چابهار آشنا شوید، سفرنامه‌های چابهار لست‌سکند، کمک خوبی برایتان خواهند بود.